

كاشكي دوستت نداشتم
انوقت مي تونستم مغرور از كنارت رد بشم بدون اينكه نيم نگاهي بهت بندازم
كاشكي توهم دوستم نداشتي
انوقت منم راحت ميرفتم
انوقت باهات حرف ميزدم
جاي دستات خاليه توي دستام
چقدر اروم قلب هزار دريچه منو تصرف كردي
چه اسون همه بهونه هام رو يكي كردي
كي گفت مگه بري عشقتم ميبري
من ميرم و هر روز ديوونه تر ميشم واسه شنيدن زنگ صدات
واون احساس بي ثبات
ـــــــــــ
ـــــــــــــــ